TABRIZ INSTITUTE OF TECHNOLOGY      TABRIZ INSTITUTE OF TECHNOLOGY      TABRIZ INSTITUTE OF TECHNOLOGY

بازار تبریز

بازارتبریز یکی ازبازارهای بزرگ و قابل توجه خاورمیانه است.سبک معماری، آرایش مغازه ها، کثرت تیمچه ها، انواع مشاغل و وجود تعداد بسیاری مدرسه و مسجد که در کنار سرایهای بازرگانی قرار گرفته و غالبشان حیثیت تاریخی دارند آنرا نمونهء عالی یک محیط تجارت و زندگی اسلامی و شرقی به شمار می آورد. اگر ما بخواهیم بازار تبریز را خان به خان، سرای به سرای و راسته به راسته معرفی کنیم باید کتاب مفصلی تاًلیف نمائیم، بدین جهت در اینجا فقط یک نظر اجمالی به وضع اقتصاد و بازار تبریز در چند دورهء مختلف بعد از اسلام می اندازیم و سپس از چند تیمچه و بازار معروف و بانیان آنها نام می بریم و مساجد و معابد تاریخی موجود در بازار را نیز زیر عنوان مدرسه یا مسجد به طور جداگانه مورد بحث موجر قرار می دهیم.

تبریز به علت قرار گرفتن در سر راه شرق و غرب از بدو آبادی و آمدن به صورت یک شهر بزرگ، مرکز مبادلهء کالاهای بازرگانی کشورهای اروپائی و آسیائی بوده و خود نیز بنا به مقتضیات جغرافیائی محصولات کشاورزی و صنعتی فراوان داشته که به ا قصی نقاط دنیای آنروز صادر می گردیده و این معاملات ایجاب می کرده که بازارها و مراکزی برای مبادله و فروش کالاهای گوناگون شرقی و غربی داشته باشد.لذا اکثر موٌرخان و جغرافی نویسان و جهانگردان اسلامی و خارجی مطالب جالبی در بارهء کالاها و وضع بازرگانی و بازارهای تبریز نوشته اند:

مقدسی در قرن چهارم شهر و بازار تبریز را به آبادی و وفور کالا و رواج معاملات تعریف کرده است.

یاقوت حمودی در 610 ه. ق، از تبریز دیدن کرده و فراوانی و ارزانی میوه را در تبریز ستوده و نوشته است: انواع میوه ها در آن شهر فراوان است، من هیچ جا، زردآلوئی بهتر و پاکیزه تر از زردآلوی مشهور به « موصول» تبریز ندیده ام و به اندازه ای این میوه ارزان بود که من هشت من بغدادی آن را به نصف حبهٌ زر خریدم.» سپس کالاهای صادراتی تبریز را چنین یاد کرده است:« در آن شهر از پارچه های عبائی ، سقلاطون، اطلس و سجاده زیاد به عمل می آید و به دیگر شهرهای شرق و غرب صادر میشود.»

زکریاء بن محمد قزوینی همین نوشتهء یاقوت را تاٌیید کرده و وفور خیرات و امتعه و صناعات تبریز را ستوده و صدور لباسها وپارچه های عتاٌبی، سقلاطون، اطلس و سجادهء تبریزرا به تمام نقاط دنیای شناخته شدهء آنروز، یادآور شده است.

« مارکوپولو، سوداگر ونیزی تبریزرا شهری بزرگ و با ابهٌت تعریف کرده و دربارهء آن نوشته است:» اصولاً ساکنان تبریز از راه داد و ستد و تهیهء کالاهای گوناگون روزگار می گذرانند و امتعهء ساخت این شهر عبارت از همه گونه حریر است، بعضی سیم بفت و پاره ای دیگر زربفت و گرانبها. در این شهر همه گونه درٌ و سنگهای گرانقیمت به فراوانی یافت می شود. سوداگرانی که دست اندرکار داد و ستد با کشورهای بیگانه اند ثروت هنگفتی به هم می زنند، اما ساکنان تبریز بر روی هم مردمی مستمند ند:»

اودریک روحانی کاتولیک از اهالی پوردنون که در زمان سلطان ابو سعید بهادر خان به سال 721 ه . ق، از تبریز دیدن کرده در بارهء محصولات و امتعه و بازار تبریز چنین نوشته است:« تبریز شهری است به غایت با شکوه که در آن بیشتر از هر شهر معظم جهان کالاهای گوناگون به چشم می خورد، در روی زمین هیچ نوع خوراک و هیچ گونه کالائی پیدا نمی شود که از آن در تبریزانبارهایی وجود نداشته باشد. تبریزجائی بی مانند است و وفور نعمت درآن به حدی است که هر چه را انسان به چشم می بیند به دشواری می نواند باور کند، زیرا تقریباً از کلیهء نقاط جهان سوداگران، با این شهر داد و ستد دارند.»

ابن بطوطه بازارهای تبریز را پر کالا، آباد و بهترین بازارهای دنیا معرفی کرده و نوشته است:

« ...فردای آن روزازدروازهء بغداد به شهر تبریز وارد شدیم و به بازار بزرگی که بازارغازان نامیده می شد رسیدیم و آن بهترین بازارهائی بود که من در همهء شهرهای دنیا دیده بودم.هر یک ازاصناف پیشه وران در این بازار محل مخصوصی دارند ومن به بازار جوهریان که وارد شدم از بس جواهرات گوناگون دیدم کهچشمم خیره شد. غلامان زیبا روی، با جامه های فاخر، دستمالهای ابریشمین بر کمر بسته و پیش خواجگان ایستاده بودند، جواهرات را به زنان ترک نشان می دادند و زنان در خرید جواهر برهم سبقت می جستند و زیاد می خریدند. من در این میان فتنه هائی دیدم که ازآنها به خدا باید پناه برد. پس به بازار عنبر فروشان شدیم و همان وضع را در آن بازار دیدیم.»

حمدالله مستوفی مورخ و جغرافی نویس معروف قرن هشتم ضمن تعریف خوبی و فراوانی غلات و بقولات و میوه های تبریز و اشاره به مزیت پاره ای از انواع مخصوص کلابی و سیب و زردآلو و انگور و خربزهء آ ن ، مردم این شهررا اعم از فقیر و غنی اهل کسب و پیشه و دادو ستد معرفی نموده و برخلاف مارکوپولو، یادآور شده که« در آن دیار متمول بسیار است.»

کلاویخو، فرستادهء پادشاه اسپانیا که در 807 ه. ق ،هنگام سفر به سمرقند از تبریزدیدن کرده، وسعت کوچه ها و میدانها و کاروانسراهای تبریز را ستوده و نوشته:« در کاروانسراها دستگاههای مجزا و دکانها و دفاتر کار ساخته اند........ و چون از این کاروانسراها خارج می شویم به خیابانها و بازارهائی می رسیم که درهمهء آنها کالاهای گوناگون به فروش می رسد، پارچه های ابریشمین، پارچه های پنبه ای ، تافته، ابریشم خام، انواع جواهر و اقسام ظروف.»

آمبروسیوکنتارینی سفیرایتالیا در دربار اوزون حسن آق قویونلو که در سپتامبر سال 1474 م ( 878/ 879 ه . ق،) در تبریز بوده و فراوانی عنبر را در تبریز می ستاید، تبریز را پر جمعیت تصور نمی کند و می نویسد: « آذوقه و خواربارفراوان دارد ولی همه چیز گران است. تبریز دارای بازارهای متعدد است، ابریشم زیادی به کاروانسراهای آن وارد می شود و از آنجا به حلب ارسال می گردد. اجناس ابریشمی ساخت یزد و پارچه های پشمی فاستونی و سایر اجناس در آنجا فراوان است ولی از جواهرات چیزی نشنیدم.»

« جان کارت رایت، سوداگر انگلیسی که درسالهای اولیه و پر افتخار سلطنت شاه عباس بزرگ از طریق حلب و دیار بکر متوجه تبریز شده و ازآنجا خود را به اصفهان و شیراز و جزیرهء هرمز رسانیده در پیرامون فجایعی که ترکان عثمانی بر سرتبریز آورده بودند شرح مفصلی در سفرنامهء خود نگاشته است. از آن جمله مدعی است که در اثنای هجوم لشکریان سلطان سلیم(920 ه. ق،) دست کم سه هزار خانوار تبریزی که بهترین هنرمندان ایرانی و به ویژه در ساختن زره و انواع اسلحه استاد بودند به قسطنطنیه کوچانده شدند. هم چنین کارت رایت در بارهء تاراج شهر تبریز و خرابیهای وارده در اثنای هجوم سربازان سلطان سلیمان و تسلط عثمان پاشا وزیر سلطان مراد سوم بر شهر مزبور به تفصیل سخن رانده و معتقد است که توصیف دردها و بدبختیهای تبریزیان و سنگدلی لشکریان عثمانی از عهدهء وی خارج است و این مهم نویسنده ای به غایت دانشمند و زبردست می خواهد. اما همهء نوشته های کارت را یت در بارهء ویرانیها و مصا ئب تبریزیان نیست، وی موقع جغرافیایی و اهمیت بازرگانی این شهر را می ستاید و می نو.یسد: در این شهر برای رفع نیازمندیهای انسان همه گونه کالا و خواربار فراهم گردیده است. تبریز شهری به غایت ثروتمند است، انواع امتعه را از دور دست ترین نقاط مشرق زمین برای فرستادن به شامات و کشورهای اروپائی به این شهر می آورند و به همین شیوه همه گونه کالای مغرب زمین متوجه تبریز می شود تا در کشورهای خاور زمین توزیع گردد، تبریز شهر پر جمعیتی است، دویست هزار نفر سکنه دارد، در قسمت جنوبی شهر همه گونه درختان میوه و نباتات خوشبو کاشته اند و هزاران چشمه و نهر آب تبریز را به شکل باغی بسیار بزرگ و خرم و دلگشا در آورده است.»

تاورنیه بازرگان و جهانگرد معروف فرانسوی که در 1046 ه. ق، به ایران سفر کرده دربارهء بازار و اقتصاد و محصولات و کالاهای تبریز چنین نوشته:« در این جا شراب و ماء الحیات و در واقع همه گونه خوارباربه حد وفور و به بهای ارزان در دسترس طا لبان قرا ر دارد.در تبریز بیش از هر نقطه ای از قارهءآسیا پول پول دست به دست می گردد، بسیاری از خانواده های ارمنی از راه کسب و داد و ستد صاحب املاک و ثروت کلانی شده اند، چه اینها بیش از ایرانیها به رموز و دقایق بازرگانی آگاهند.... تبریز بازارهای متعدد و خوش ساخت دارد، همچنین در اینجا کاروانسراهایی دو اشکوبه و وسیع احداث کرده اند که زیباترین آنها به نام والی ایالت، کاروانسرای« میرزا صادق» نامیده می شود. در نزدیکی آن، بازار و مسجد و مدرسه ای ساخته اند که صاحب موقوفات و عواید بسیار است.»

شاردن که در زمان سلطنت شاه سلیمان صفوی به تبریز آمده، بزرگی و عظمت شهر را ستوده و دربارهء بازار و داد و ستد و محصولات صنعتی تبریز نوشته است:« تعداد بیگانگانی که در تمام اوقات دراین شهردیده می شوند بسیار است و از کلیهء کشورهای آسیائی، گروههایی در تبریز سکونت دارند، من کالایی نمی شناسم که در این شهر فروشگاه یا انباری نداشته باشد. بهترین دستارهای ایرانی در تبریز تهیه می شوند. بازرگانان بزرگ و عمدهء شهر برایم تعریف می کردند که سالانه شش هزار عدل ابریشم در کارگاه های این شهر بافته می شود. تجارت تبریز در سر تا سر ایران و ترکیه و روسیه و ترکستان و هندوستان و کشورهای ساحلی دریای سیاه گسترده شده است.»

جملیٌ کارری جهانگرد ایتالیایی که چند سال بعد از تاورنیه از تبریز دیدن کرده دربارهء بازار تبریز مطالب تازه و جالبی نوشته و از بازارها و سرایهای متعددی نام برده است، از آن جمله نقل کرده :

« روز چهارشنبه همراه پدر روحانی ژورژ واندوم ، به دیدن بازاری رفتم که میرزا صادق نایب الحکومهء سابق آذربایجان بنا کرده است. در این بازار مسقف با گنبدهای آجری است و از چند کاروانسرا و تعداد زیادی مغازه تشکیل یافته است..... در جوار این بازارمدرسه ای برای تعلیم و تربیت اطفال مسلمان ایرانی بنا گردیده است و مسجدی در کنار آن ساخته شده،... در جانبی از میدان شهر در کاروانسرا به نام میرزا طاهر وجود دارد، اکنون یکی به ضرابخانه اختصاص دارد، معماری هر دو جالب است،.... در مراجعت از تماشای کاروانسرا و ضرابخانه، از بنای معتبر دیگری بهنام قیصریه دیدن کردیم. این بنا گنبد بزرگ مرتفعی دارد و مرکز دادو ستد بازرگانان بزرگ است و گرانبهاترین کالاها را در آن جا می توان یافت، بازار زرگران به قیصر چسبیده است. این بازار گنبدها و طاقهای ضربی آجری دارد.... نزدیکیهای غروب، هر روز،در این حوالی صدای گوشخراش طبل و سورنا و کرنا بلند میشود، گویی این موسیقی ناهنجاراخطار و هشداری به بازاریان است که غروب فرا رسیده و باید مغازه های خود را ببندند.»

در زمان نادر شاه ثبات و بقائی در وضع امنیت و تجارت تبریز نبود،زیرا قدرت که حافظ امنیت کشور است با سپاهیان نادر از جائی به جائی منتقل می شد و توجه به مساًلهء جهانگردی بیشتر مطرح بود تا توجه به مساٌلهء جهانداری و کشورداری، اما در زمان کریم خان ثباتی نسبی در تبریزپدید آمد، احمد خان دنبلی درخوی و نجفقلی خان بیگلری در تبریزامنیتی بر قرارساختند و به عمران و آبادی پرداختند. تبریز به صورت مرکز قدرتی در آمد، عمارات عالیه ای در نقاط مختلف آن بنا گردید و به سال 1194 ه. ق ، بعد از زلزلهءهائلهء 1193 ه . ق ، کشیدن باروی محکمی به دور آن آغاز شد که در 1196 ه. ق، به پایان رسید و این بارو هشت دروازه داشت: دروازهء خیابان، درب اعلی یا دروازهء باغمیشه، درب سرخاب، درب شتربان، درب استامبول، درب سرد، درب مهاد مهین، درب نوبر. درب سرد همان درب گجیل و درب مهادمهین دروازه ای در میارمیار، کنونی بود. طرح دروازه ها یک طاق سنگی بود با دو منارهء پوشیده ازکاشیهای کبود منقش و کتیبه دار و بر پیشانی هر دروازه روی قطعه سنگی مرمر، با خط نستعلیق جلی، ابیات ذیل به طور برجسته نقر گردیده بود:

زهی اساس مشیدًٌ که باد تا به ابد ز حادث زمان در امان سبحانی زبرج بارهء این درتحیرٌاست سپهر که شد به پا ز عنایات خان خانی خدیو ملک عدا لت نجفقلی خانا مفوض است به او رونق جهانبانی که درنگارش این قلعه درزمان قلیل نموده همت وی معجز سلیمانی نشان ز سدٌ سکندر چو داد تاریخش خرد بگفت« حصار سکندر ثانی»

و درهر یک ا زطرفین این سنگ نبشته ها نقش برجستهء شیری ترسیم یافته بود، که زنجیر گردن آن به پای سروی بسته شده بود. از این دروازه ها اکنون دو تا باقی است، یکی دروازهء خیابان که برجهای آن هنگام امتداد یافتن بازارچهء رنگی برداشته شده و دیگری دروازهء باغمیشه که منارها و طاق آن فرو ریخته و فقط پایه های سنگی و در آهن کوبی شدهء آن باقی است.

دروازه های دیگر همه از بین رفته اند، دروازهء سرد یا گجیل نیز تا چند سال پیش سالم بود و برجها و طاق بلندش نظر هر تازه واردی را از دور به خود جلب می کرد، اما در موقع احداث خیابان ملل متحد، با همهء اینکه وجود آن مانعی برای امتداد حیابان نداشت از بی ذوقی شهردار وقت، به دست عمال بلدیهٌ تخریب گردید.

در سالهای بعد در پشت اغلب این دروازه ها، بازارچه هایی ساخته شد که بعضی از آنها به بازار مرکزی شهر اتصال یافت. از بازارهای مزبور می توان بازارچهء رنگی خیابان، بازارچهء درب باغمیشه، بازارچهء سرخاب، بازارچهء شتربان، بازارچهء درب استامبول و بازارچهء درب گجیل را نام برد که هنوز باقی و به همان نامهای سابق معروفند.

اکنون بازار تبریز همین کیفیت را دارد و رسته های معروف آن عبارتند از: بازارامیر، بازارکفاشان، بازار حرمخانه، راسته بازار، یمنی دوز بازار، بازار حلاجان، قیز بستی بازار، بازار سرا جان، راستهء کهنه یا قدیم، بازار کلاهدوزان، دلاله زن بازار، بازار صادقیه، بازارمسگران، بازار حاج محمد حسین، بازارمشیر، بازارچهء شتربان، بازار صفی، بازار میر ابوالحسن، بازار شیشه گر خانه، رنگلی بازارچه ( بازارچهء رنگی)، بازارچهء خیابان و چند بازار دایر و مرتب دیگر.

در همهء این بازارها تیمچه ها و سرایها و چهارسوهایی هست که حجرات و مغازه های آنها مرکز عمده فروشی اجناس گوناگون داخلی و خارجی است.اغلب تیمچه ها و سرایها سه طبقه اند، طبقهء زیرین مخصوص نگهداری کالا یا به عبارت دیگر انبار مال التجاره است، طبقهء دوم تجارتخانه و محل کار و طبقهء سوم بیتوته و استراحت، اگر چه اکنون اکثر حجرات طبقهء سوم تیمچه ها و سرایها نیز مبدل به دفتر کار بازرگان شده است اما سابقاً که وسائل نقلیه بازرگانان این گونه فراهم نبود، بازرگانان ناچار بودند همیشه نماینده ای برای خرید و فروش کالا در محل داشته باشند ئ آن نماینده در اطاق فوقانی تجارتخانهء خود بیتوته می کرد.یعنی این سرایها و تیمچه ها هم محل کار آنها بودند و هم محل اقامت و استراحتشان.

سرایها و تیمچه های معروف عبارتند از:

سرای حاج رسول و سرای حاج میرزا علی النقی دربازار شیشه گر خانه، کاروانسرا و تیمچه های امیر، تیمچه و سرای شیخ کاظم، سرای میرزا مهدی، سرای گرجیلر، سه تیمچهء حاج شیخ، سراهای نو و میانهء حاج سید حسین، تیمچهء حاج تقی، تیمچه و سرای حاج محمد قلی، تیمچه ها و سرای دو دری، تیمچهء حاج صفرعلی، دالان خان، سرای میرزا جلیل، کچه چی لر، سرای در عباٌسی، در راستهء بازار، سرای آقا، تیمچه و سرای میرزا شفیع ، سرای بزرگ شاهزاده در یمنی دوز بازار، سرای میانه و قدیم حاج سید حسین، تیمچهء حاج رحیم، سرای دو دری ، دالان خونی، سرای دباٌغان در راستهء قدیم، سراهای کوچک و بزرگ شاهزاده در بازار صادقیه، تیمچهء حسینی، تیمچهء شعربافان ، تیمچهء اخلاقی، سرای میر اسماعیلدر عباچی بازار، تیمچهء مظفریه، تیمچهء قند فروشان، دالان و سرای میرزا محمد، دالان حاج شیخ، تیمچهء بادام چی لر و سرای گرجیلر در قیزبستی بازار، دالان و سرای حاج علی اکبر در چوروکچی بازار، تیمچه و سرای حاج میر ابوالحسن در بازار میر ابوالحسن، تیمچه و سرای امید، تیمچه و سرای حاج ابوالقاسم در بازارکفاشان، سرای آلمانیها، سرای صاحبدیوان، تیمچهء هاشمیه و تیمچهء سعدیه در بازار حرمخانه.

بانی کاروانسرا و تیمچه ها و بازار امیر، میرزا محمد خان امیر نظام زنگنه است. پدر وی شیخعلی خان سمت وزارت شاه سلیمان را داشت و جدش علی بیک میر آخور شاه صفی بود.

میرزا محمد خان در زمان نایب السلطنه عباس میرزا به تبریز آمد، مورد عنایت و حمایت نایب السلطنه واقع شده به امیر نظامی رسید، در سال 1253 ه. ق ، هنگام ورود ناصرالدین میرزا ولیعد قاجار به تبریز نیز کارگزاری امور لشکری و کشوری آذربایجان با وی بود، ماًموریتهای مهم دیگری هم انجام داد، یکبار نیزجهت استمالت از امپراطور روس، به پترسبورگ پایتخت آن دولت رفت، کاردانی نشان داد و موفق بازگشت، در تبریز بود تا به سال1260 ه. ق، در گذشت.

نادر میرزا می نویسد: من آنزمان هجده ساله بودم ، بازارها و سرایها را همه بستند و مویه کنان کالبد او را به مصلای صفهٌ آوردند. مردم چندان بود که جائی گشوده به هیچ سوی ندیدم، صد هزار تن بر او نماز گزاردند.»

بانی سرای میراسماعیل از بنی اعمام حاج حسین و جد حاج میر علی اصغر شیخ الاسلام بود. حاج میرزا محمد بانی سرای میرزا محمد نیزبازرگان و برادر حاج سید حسین بود. دو پسر داشت یکی به نام حاج میرزا محمد علی و دیگری به نام حاج میر ابوالحسن- هر دو به بازرگانی اشتغال داشتند، حاج میرزا ابوالحسن همان است که سرای و تیمچه و بازار میر ابوالحسن را بنا کرد و مورد لطف و مرحمت ناصرالدین شاه قرار گرفت و به موجب فرمان ملک قاسم میرزا سالانه یکصد تومان در مالیات بدهی وی تخفیف قائل شدند. اینک فرمان« اختر فروزان برج شهنشاهی ملک قاسم، حکم والا شد آنکه چون از قرارفرمان واجب الاذعان قدر نشان مهر لمعان سر کاراعلیحضرت قدر قدرت اقدس شهریاری خلدالله ملکه و سلطانه مبلغ یکصد تومان از بابت عشر دکاکین قدیم که حالا محل کاروانسرا و دکاکین جدید ملکی عالیجناب سیادت و سعادت انتساب خلاصهٌ الا طیاب و الانجاب خیرالمعمرین و الحاج، حاجی میر ابوالحسن تاجر تبریزی است و از بابت توجیه دیوانی سکنهء دکاکین در حق عالیجناب مشارالیه به عنوان تخفیف برقرار شده است، ما نیز امتثالا للامرالاقدس الاعلی و حکم جهانمطاع درهذه السنه پیچی ئیل سعادت تحویل، یکصد تومان مزبور را از بابت دو عشر و توجیه املاک مسطوره در بارهء مشارالیه مرحمت و برقرار فرمودیم تا مایهء امیدواری واطمینان او بوده از تجارواصناف و کسبه درآنجا ساکن سازد وروزبه روزرونق کلی یابد، مقررآنکه عالیجناهان مباشرین حال واستقبال دارا لسلطنهء تبریزهرساله به موجب رقم مبارک والا، مبلغ مزبوررا تخفیف دانسته، حبه و دیناری مطالبه ننماید. المقررعالیجاهان و نجدت همراهان مقربوا لحضرة مستوفیان عظام وکتبهء کرام شرح رقم مبارک را ثبت نموده درعهد شناسند. تحریراً فی ذی قعدة الحرام 1264 .»

حاج میرابوالحسن یک دختر داشت که آنرا به میرزا محمد پسر برادر خود حاج میرزا محمد علی داد. میرزا محمد نیز بازرگان بود وا زجانب مظفرالدین میرزا ولیعهد، به شیخ الشریعه ملقب گردید.وفات حاج میر ابوالحسن به سال 1281 ه. ق ، اتفاق افتاد و در نجف اشرف به خاک سپرده شد.

بانی سرای آلمانیها و صاحبدیوان فرزند حاج میرزا علی اکبر قوام الملک شیرازی است- وی داماد محمد شاه و وزیر مالیات آذربایجان بود. پس از عزیز خان سردار وی به آذربایجان آمد و با اقتداری تمام به کار پرداخت. سیل بنیان کن معروف هزارو دویست وهشتاد و هشت هجری قمری تبریزدردوران پیشکاری وی جاری شد و قسمت بزرگی ازشهرمخصوصاً بازارمسگران، میدان صاحب الامر، بازارکفاشان، یمنی دوزبازار، راسته بازاروراسته کوچه را فرا گرفت و ویرانی بسیاری به بارآورد.صاحب دیوان با یاری بازرگانان وده هزارتومان اعطائی مظفرالدین میرزا ولیعهد، از قریهء بارنج تا رود آجی به دست معتمدان محل، سدی برای مهران رود احداث کرد. نادر میرزا می نویسد: هر قسمت که به دست خدا شناسی احداث شد رخنه ای نیافت- هر قسمت که به دست معتمد خدا ناشناس مزورٌی افتاد به اندک مدت فرو ریخت.بهر حال مردی فعال و آبادانی دوست بود و در مدت چند سال ماًموریت در تبریز، با وجود مخالفان سر سختی چون امین لشکرواطرافیان طمعکار ولیعهد، بازازاحداث سرایها و باغها و مرمت ویرانیها دریغ نورزیدند.ا گر چه اغلب این کارها به سود و به نام خود وی بود اما در عمران و آبادی شهر تاًثیر بسزائی داشت. اما علت تسمیهء یکی از سرایها به نام « آلمانیها» این است که قبل از جنگ بین المللی اول، یکی از شرکتهای تجاری آلمانی، یک باب کارخانهء بزرگ قالیبافی درهمین سرای و منضمات آن تاًسیس کرده بود که قالیهای آن شهرت جهانی داشت. پس ازپایان جنگ، کارخانه ورشکست و برچیده شد و طبق معمول عده ای بازاری زیرک به حد کافی از لاشهء آن منتفع گردیدند

بازارتبریزهمچنانکه اشاره شد یکی ازشاهکارهای جالب معماری ایرانی است و طاقها وگنبدهای مقرنس بلندی دارد که اگر بی نظیر نباشند دست کم، کم نظیر و اعجاب آفرینند. بزرگترین گنبد بازار، گنبد تیمچهء مظفریه است، راجع به نامگذاری این تیمچه داستانی در زبان عوام شایع است که گویند پس ازبه پایان رسیدن بنای تیمچه، روزی ولیعهد مظفرالدین میرزا، قصد تماشای آن را کرد و به اتفاق حواشی به بازارآمد. حاج شیخ جعفر قزوینی هم بانی آن و یکی از بازرگانان کاردان و نیکوکارو ورزیده بود حضور داشت، ولیعهد بسیار تحسین کرد و چند بار گفت بسیار نیکو است. سابقاً رسم براین بود که در پاسخ این تحسین می بایست عرض شود پیشکش ولیعهد است و با این سخن بلافاصله ساختمان نوبنیاد، ملک طلق ولیعهد می شد و برای صاحب ملک فقط آفرین و احسنتی باقی می ماند. حاج شیخ ماهر بود، گفت نام نیکوتر از خود خواهد داشت. ولیعهد پرسید چه نامی؟گفت:" مظفریٌه"، بدین طریق از خطر حتمی از دست رفتن تیمچه، به سلامت جست.

بنای تیمچهء مظفریه در سال 1305 ه. ق ، پایان یافته است.بانیان سرایهای دیگر اغلب بازرگانانی بدان نامها بودند